محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
350
اكسير اعظم ( فارسى )
خيلى نفع بخشد اين است كه بگيرند لك مغسول پنج درم عدس مقشر هفت درم كتيرا سه درم و در نيم رطل آب بجوشانند تا ربع رطل بماند بنوشانند و آنچه شديد العونت بر اظهار جدريست اين است كه بگيرند انجير زرد هفت عدد و عدس مقشر سه درم و كتيرا و باديان هر يك دو درم و در يك و نيم رطل آب بجوشانند تا قريب سوم حصه باقى ماند صاف كرده بنوشند كه دفع حرارت از نواحى قلب و منفع خفقان كند و لازم است كه درين وقت يعنى بعد خروج جدرى روغن قريب او نبرند البته و واجب است كه از پارچه پوشيده دارند و از هواى سرد دور دارند و خصوصاً در سرما و آنچه براى طالب عرق عمل كنند در اينجا به عمل آرند و كثرت شرب آب برف سرد كرده و نشستن زير بادكش بسيار بدست . و چون از پارچه پوشيدن و گرم داشتن مثل غشى عارض گردد يا غشى حادث شود لابدست از تبريد هوائى كه استنشاق آن كرده شود و بويانيدن بوى كافور و صندل . و اگر از گشادن بدن زير بادكش يا بهواى سرد چاره نباشد اندك به عمل آرند و همچنين هرگاه معونت بتسخين يا تبرك تبدير و مبادرت جدرى بخروج باشد و مريض با وى خفت نيابد بلكه حرارت مشتعل يابد و زبان مائل بسياهى گردد از تسخين حذر كنند و واجب است كه اصحاب جدرى و حصبه از تضميد شكم اجتناب نمايند كه در آن دو خطر است يكى تنگى نفس فى الحال و ديگر عروض اسهال ردى و بول الدم . [ ابن عباس ] ابن عباس گويد كه اگر جدرى در برآمدن دير نمايد تدبير اخراج ماده و ظهور جدرى به سوى خارج به سرعت نمايند تا صاحب او را خفقان و موت عارض نشود و اين دوا بنوشانند . صفت آن باديان دو درم لك منقى هفت درم عدس مقشر پنج درم كتيرا سه درم در نيم رطل آب بجوشانند تا ربع بطل بماند صاف كنند و دو دانگ طباشير سوده بر آن انداخته سرد كرده بنوشند . و اگر اندكى آب انار بر آن ريزند نافعتر باشد . نوع ديگر براى ظهور جدرى بگيرند انجير پنج عدد عدس مقشر هفت مثقال لك منقى سه مثقال كتيرا سه مثقال باديان دو مثقال و در يك و نيم رطل آب بجوشانند تا سوم حصه بماند و اندكى زعفران در آن حل كرده بنوشانند . و ايضاً هرگاه در سينه خشونتى باشد لعاب تخم كتان يا لعاب بهدانه يا لعاب اسپغول به اندك روغن بادام بدهند و از اشياى شيرين و گرم پرهيز كنند و تلطيف غذاى او مثل صاحبان تب نمايند . [ جرجانى و ايلاقى ] جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه تدبير زود بيرون آمدن آبله و حصبه آن است كه هواى خانه سخت سرد نباشد و بيمار را بجامه پوشيده دارند و جرعه جرعه آب سرد همىدهند خاصه اگر تب سخت سوزان باشد و در اندرون حرارت و بيقرارى عظيم باشد و تدبير ديگر آنكه بيمار را بنشانند و دو ظرف آب نهايت گرم زير دامن او نهند يكى از پيش و ديگرى از پس و جامهء ديگر بر جامهء او بپوشند و چادر گرد گردن او درآرند تا بخار آب همه بدن او برسد و بسر و روى او بر نشود تا بشره نرم و مسام گشاده گردد و فضله زود بيرن آيد و تن را بجامهء گرم پوشيده دارند تا مسام بسته نشود . و اگر بدين تدبيرها و بعد خروج جدرى تب و حرارت باطن كمتر نشود و زبان سياه شود به اين حالها تن گرم داشتن خطا باشد و حمام و آبزن ضرر دارد . و هرگاه كه غشى افتد جز بمراعات جانب دل و علاج غشى مشغول نبايد بود و هواى خانه خوش بايد كرد و رياحين خنك و كافور و گلاب و صندل نزديك دارند تا قلب او گرم نگردد . و اگر بدين قناعت نكند گاه گاه جامه از سينه او سبكتر كنند تا خنكى جز به اين موضع نرسد و آنجا كه ماده غليظ و لزج باشد و بيقرارى دايم بود و آبله بدشوارى بيرون آيد و روز پنجم تمام آبله بيرون نيامده باشد دست از تدبير مسكن بازدارند و بشرهء بيمار را ببخار آب گرم نرم بايد داشت و مسام گشاده و گاه گاه آب گرم بنوشند و تدبيرهاى ديگر كه در اين امر مذكور شد به احتياط و آهستگى بايد كرد مگر آنوقت كه معلوم شود كه حرارت تب اندرون همچون ظاهر آهسته نيست و معلوم باشد كه اگر تدبيرى ديگر كرده آيد حرارت تب بدان تدبير قويتر شود و بدان ترسند كه بيمار طاقت آن ندارد و نشان حرارت تب اندرون آن است كه نبض و نفس سريع و عظيم و متواتر باشند و ظاهر بشره سخت گرم نباشد . و هرگاه كه اين حال نباشد و حرارت آهسته بود و آبله دير بيرون آيد تدبيرهاى قوى نيز پيش بايد گرفت و ابتدا بشربت معتدل بايد كرد و نخست حكم بشرب آب گرم بايد داد يا آب باديان تر و آب كرفس باشد . و اگر آب باديان تر يابند باديان و تخم كرفس جوشانيده بدهند و انجير خشك را بجوشانند تا نرم شود و آب او بدهند و بجامه بپوشند و دواى لك مغسول و غيره در اين باب سود دارد و آن در قول بوعلى گذشت . صفت دواى ديگر انجير سى عدد مويز منقى بيست عدد هر دو را در يك و نيم من آب بپزند تا مهرا شود در شبانروزى مقدار ده استار بدهند . و اگر چهل درم از اين شربت با بيست درم آب تخم باديان و تخم كرفس بياميزند سخت قوى باشد . نوع ديگر كه در هر وقت شايد داد گل سرخ عدس مقشر هر يك هشت درم انجير زرد ده عدد كتيرا سه درم مويز منقى ده عدد لك مغسول سه درم باديان تخم كرفس هر يك پنج درم همه را در